| چکیده
دراین مقاله تلاش براین بوده که هدفمند بودن قیام عاشورا باتوجه به برخی کتب مورخان، همانند ابناعثم کوفی، علامه مجلسی، ابن اثیرو ابن نما بيان شود.
نویسندهي مقاله پس ازذكر مقدمهاي كوتاه به موضوع اصلی که نماز است پرداخته ونماز را از دیدگاه امام حسین(ع) مورد بررسی قرار داده است.
تجلی نماز ظهر عاشورا در ادبیات فارسی وشرح نماز خوف آن حضرت دركربلا که نقطهي اوج آن نماز ظهر عاشوراست ازجمله ...
موضوعاتي است كه درپايان به آن اشاره ميشود.
نماز ظهر عا شورا
در خصوص رویداد بینظیر نهضت عاشورا تاکنون سخن بسیار گفته شده است. از هنگام وقوع این حادثهی جانگداز چه بسیار پژوهشگران، تاریخ- نویسان وسخنورانی که هریک به سهم خود کوشیدهاند تا جلوهای از این حماسهی بیمانند را به تصویر درآورند، و بدین ترتیب ادای دین واظهار ارادتی به پیشگاه مقدّس حضرت سیّدالشهداء(ع) داشته باشند. امّا با این وجود درهر عصر و زمانهای، باز هم آثار دیگری که روایتگر نگاه تازه ایست، به رشتهی تحریر درآمده است. کثرت این آثار، گواه آن است که با مرور زمان نه تنها این انقلاب عظیم به فراموشی سپرده نمیشود بلکه بارقههای هستی بخش نوینی از آن چشم جهانیان را روشن میکند. همچنین تغییر نگرشها و بر حسب دگرگونی و نیاز زمان، «پررنگتر شدن» یکی از جلوههای بیشمار نهضت عاشورا، از دیگر نکاتی است که هیچگاه نباید از خاطر دور داشت. زیرا این امر به منزلهی پاسخگویی به نیازهای آن دوران است. واقعهی عاشورا و درک آن بستگی فراوانی دارد. با شناخت افزونتر تمامی عناصری که پدید آورندهی این رویداد شگفت بودهاند. به عبارت دیگر هراندازه مطالعه و ژرف اندیشی دراین قلمرو بیشتر باشد، معرفت درک زوایای گستردهی آن میسّرتر ودر نهایت زیباییها وعظمتهای بیکران این رخدادملموستر خواهد شد.
وآنگاه است که سالک این راه درخواهد یافت که درهمهی منازل این مسیر، چه ارتباط سنجیده، هوشمندانه وخارقالعادهای نهفته است که سرتاسر عشق وشور ودرد وپیام است، پیامی به همهی عصرها ونسلها. وامام، این انسان کامل، واسوه والگوی الهی، دراین نهضت انسانساز به طور عملی طریق نجات ورستگاری را رهنمون میشود تا گمگشتگان اعصار بااقتدای به او به سر منزل مقصود راه یابند.
اگر بگوییم عاشورا زیباترین وپرمفهومترین تابلوی هستی است، سخنی به گزاف نگفتهایم. زیرا در هیچ تابلویی ودر هیچ یک ازدورانها این همه مفاهیم به طور فشرده وکامل وزیبا در کنارهم ودر یک جا گرد نیامده است. و در این میان بازهم به جرأت باید گفت که درطول تاریخ هیچ تصویری زیباتر از نماز ظهر عاشورا وجود ندارد. نماز ظهر عاشورا، نیایش سرخی است سرشار از رمز و راز، کهکشانی است از زیبایی ومعنا.
نماز ظهر عاشورا روایتیاست از جنس آسمان که هر صاحبدلی را متحیر میکند وبیتردید، در مقام عمل بالاترین تأکید وسفارش بر اهمیت جایگاه فریضهی مقدس نماز است.
زیبایی وصلابت نماز شکوهمند ظهر عاشورا آنچنان است که تمامی راویان، تاریخ نویسان و ادبا درآثار خویش از آن با عظمت بینظیری یاد کردهاند ومقام الهی وپایمردی ملکوتی آن حضرت را در برپا داشتن این فریضهی مقدس درمیدان خون وخطر، ستودهاند.
تجلّی نماز درنهضت عاشورا تنها به نماز ظهرعاشورا ختم نمیشود. «تاسوعا» و«عاشورا» که برگرفته از اعداد 9و10 عرب است تنها به روزهای نهم ودهم ماه محرم اطلاق میشود واین واژه که دربرگیرندهی مفاهیم فروانی است هرگز به روزهای نهم ودهم دیگر ماههای قمری اطلاق نشده است. لذا بدون تردید این امر حکایت از ویژگیهای منحصربه فرد این دو روز شگفتی آفرین دارد که سراسر، رمزوراز ونماد وپیام است.
ابن اعثم کوفی در کتاب«الفتوح» پیرامون نیایش حضرت امام حسین(ع) وخانواده ویارانش در تاسوعا مينویسد: «امیرالمؤمنین حسین(ع)، آن شب را درطاعت وعبادت زنده داشت. گاه در رکوع وگاه در سجود میگریست و تضرع میکرد و از خدای تعالی آمرزش وعفو میخواست. برادران، اصحاب، اهل بیت و شیعهی او همچنین آن شب را درطاعت وعبادت بودند. از ایشان آن شب هیچ کس نخفت. همه درنماز بودند و از خدای تعالی آمرزش میطلبیدند.»1
درکتب دیگر مقتل نویسان، ضمن شرح یورش سپاه ابن سعد به خیمههای امام حسین(ع) وبستن آب به روی آن حضرت ومحاصرهی آن جناب آمده است که: «حضرت امام حسین(ع) برادر ارجمندش حضرت ابوالفضل العباس(ع) رابه عنوان سفیر نزد عمربن سعد فرستاده وفرمودند:... اگر میتوانی تا فردا از ایشان مهلت بگیر. امشب را ازما بازگردان. شاید ما امشب برای پروردگار خود نماز خوانده؛ دعا کنیم و از او آمرزش بخواهیم زیرا خدا خود میداند که من نماز و تلاوت کتابش، قرآن ودعای بسیار و استغفار را دوست میدارم.»
در بحارالانوار پیرامون حال وهوای امام حسین(ع) ویارانش درشب تاسوعا آمده است: «وبات الحسین واصحابه تلک اللیلة ولهم دَویّ کد ویّ النحل مابین راکع وساجد وقائم وقاعد.»
یعنی، امام حسین(ع) ویارانش آن شب را درحالی به پایان رساندند که میان خیمهها به دعا ونماز وتلاوت قرآن ورکوع وسجده، ایستاده ونشسته مشغول بودند وزمزمه داشتند همانند لانهی زنبور.2
با این اوصاف درمییابیم که فقط نماز عاشورا در هنگامهی خطر ومصیبت اقامه نشده است بلکه نمازهای شب عاشورا نیز در هنگامهی خوف یورش سپاهیان عمربن سعد اقامه شده و علیرغم مصائب و مشکلاتی که برای امام(ع)، خانواده و یارانش به وجود آمده بودند، هیچگونه تزلزلی درعزم و ایمان راسخ آن پیشوای راستین پدید نیامده بود تا بدان جا که عاشقانه از نماز و دعا و تلاوت قرآن سخن میگفت. نکتهی مهمی که در این شب نهفته است این که امام با این حال که از طریق الهام رؤیا توسط جدّ بزرگوارش حضرت رسول اکرم(ص)از سرنوشت خویش آگاه شده است وبه لحاظ عقلی نیز یقین دارد که دشمنان دست از او برنمیدارند، به دلیل عشق به نماز و عبادت به درگاه پروردگار شبی را مهلت میخواهد و چنانکه درتمامی کتب تاریخی ثبت و ضبط شده است، انگیزهی اصلی او از این در خواست تنها فرصتی برای نیایش و راز و نیاز با معبود بیهمتاست و راز جاودانگی تاسوعا وشب عاشورا دراین نیایش خالصانه وآسمانی نهفته است. شب عاشورا شب عاشقانهترین نمازهاست و پیامش آن است که تنها مردان و زنانی میتوانند عاشورا بیافرینند که دراین شب تا صبح به نماز ومناجات با خالق یکتا برخاسته باشند.
سخن از عاشورا، سخن از عالیترین ونابترین جلوههای ارزشهای الهی وانسانی است. عاشورا نقطهی اوج و قلّهی رفیع تابناکترین آموزهها ومفاهیم والاست. عاشورا تحقّق آرمانها وتبلور صداقت اسلام است. پس نماز ظهر عاشورا، نمایندهی تمام عیار ارزش و اعتباری است که نیایش در این مکتب آسمانی دارد. بهراستی نماز ظهر عاشورا را میتوان معیار مرتبهی نماز درنزد پروردگار یکتا به شمار آورد. مرتبهای ژرف وتفکّربرانگیز.
ابن اثیر و دیگر مقتل نگاران در باب نماز ظهر عاشورا نوشتهاند: ابوثمامهي صائدی، که نامش عمروبن عمرو، و از شمار یاران حضرت امام حسین(ع) بود نگاهی به آسمان افکند و متوجّه شد که زوال ظهر و وقت نماز فرا رسیده است. از این رو پیش امام(ع) آمد و عرض کرد: «نَفسی لکَ الفداء انّی اَری هؤلاء، قَد اقتَربوا مِنک، لا والله لا تُقتل حتّی اُقتل دونک واُحبّ اَن القی الله وقَد صَلیَّت هذِهِ الصَلوة الّتی دنا وَقتها.»
یعنی:«جانم به فدایت؛ میبینم که این مردمان به تو نزدیک گشتهاند وسوگند به خدا که تو کشته نخواهی شد. تا قبل از من که در پیش روی شما کشته شوم، امّا دوست دارم که هنگامی خدای را دیدار کنم که این نمازی را که وقت آن نزدیک شده است بخوانم.»
امام حسین(ع) سر به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: «ذکَرَتَ الصَّلاة جَعَلَکَ اللهُ مِنَ المُصَلّین الذّّاکِرین! نعم هذا اَوّلُ وَقِتها.»
یعنی:«یاد نماز افتادی؛ خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد، آری این آغاز وقت نماز است.» سپس فرمود: «ازاینها بخواهید دست از جنگ بردارند تا ما نماز بخوانیم!»
در این هنگام حصین بن تمیم فریاد زد که «نماز شما قبول نیست.»
و حبیب بن مُظاهر به او پاسخ داد : «زَعَمتَ اَنّها لا تُقبل مِن آل الرَّسولِ وَ تُقبل مِنکَ یا حِمار!»
یعنی: «تو گمان کردهای که نماز خاندان پیامبر خدا پذیرفته نیست اما نماز تو مقبول است، ای الاغ.»
بنا به گفتهی ابن شهرآشوب پس از این سخن، کار زار سختی بین حبیببن مظاهراسدی و حصین بن تمیم در گرفت و حبیب بن مظاهر چنان ضربهای بر اسب حصین بن تمیم زد که اسب همراه با وی به زمین سقوط کرد. دراین فاصله حبیب بن مظاهر و حرّبن یزید ریاحی پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسیدند و به دیدار معبود شتافتند. امام گرچه از غم ازدست دادن دو تن از یاران وفادار خویش آن هم با آن وضع فجیع اندوهناک بود اما با بقیهی یاران خود به نماز ایستادند و به صورت نماز خوف این فریضهی الهی را در حالی اقامه فرمودند که به گواه تاریخ نگاران، زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی در پیش روی آن حضرت و یارانش به دفاع ایستاده بودندتا آسیبی به حضرت رسد.
برخی دیگر از مورخان همچون «ابن نما» در «مثیرالاحزان» گفتهاند که «حضرت امام حسین(ع) نماز ظهر عاشورا را به صورت فرادی و اشاره خواندهاند.»
لیکن آنچه اکثریت تاریخ نگاران و مؤلفان مقاتل در خصوص آن متفق القولند آنکه، سعیدبنعبداللهحنفی سینه و سر و صورت خویش را سپر تیرهای زهر آگین دشمنان قرار داد تا امام(ع) و یارانش نماز را به جا آورند. و چون زخمها در بدن او فراوان شد و نتوانست دیگر روی پای خود بایستد بر زمین افتاد در حالی که این جملات را بر زبان میآورد: «اللّهم العنم لعن عاد وثمود و ابلغ نبّیک منّیِ السلام ، وابلغه ما لقیت من ألم الجراح، فانّی اردت بذلک ثوابک فی نصرة ذریّة نبّیک صلی الله علیه و آله.»
یعنی:«خدایا ایشان را همانند قوم عاد وثمود از رحمت خود دور گردان و پیامبرت را از طرف من درود فرست و این درد و زخمی را که به من رسیده است به او ابلاغ فرما که هدف من در این کار یاری فرزند رسول تو بود.» پس سعیدبن عبدالله حنفی روی خود رابه سوی امام کرده وعرض کرد:
«اَو فیت یا بن رسول الله؟»
یعنی:«آیا به پیمان خود عمل کردم ، ای فرزند رسول خدا؟»
و امام(ع) پاسخ فرمودند :«نعم اَنت اَمامی فی الجنه»
یعنی: «آری، تو در بهشت پیش روی من هستی!»
و به دنبال این سخن روح از پیکر مجروح او به آسمانها پرواز کرد. در این هنگام عمربن سعد که از دیدن این منظره بیطاقت شده بود به عمروبن حجاج دستور داد تا تیراندازان امام(ع) ویارانش را تیر باران کنند. خصوصاً آنان از این فرصت سوء استفاده کرده و اسبان یاران حضرت را از پای در آوردند چنان که گفتهاند تنها اسب ضحاک بن عبدالله مشرقی از این مهلکه جان سالم به در برد و نماز ظهر عاشورا اینگونه در هجوم مصائب اقامه گردید.
گرمای شدید هوا، تشنگی فراوان، بیشرمی دشمنان، خطر تیرها و یورشهای بیامان، اندوه شهادت یاران و بسیاری از علل و عوامل دیگر، هیچکدام در آن روز تاریخی نتوانست کوچکترین خللی در برپایی این فریضهی مقدس ایفا نماید. و امام(ع) اینگونه راه را بر هر بهانه و مستمسکی برای ترک نماز بست و اهمیت و عظمت آن را یاد آور شد.
حضرت امام حسین(ع) انگیزهی بزرگ خود را در انقلاب کبیر عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر و احیای دین جد گرامی خویش معرفی میکند و مگر نه اینکه ستون دین جد عظیم الشان او نماز است؟ پس نماز را همانگونه که جدش سفارش فرموده نباید سبک شمرد و نماز را میبایست«اول وقت» بهجای آورد. و این حقیقت بزرگ در عاشورا به صورت واقعیتی عینی به ظهور در آمد. از دیگر سو امام حسین(ع) با نماز ظهر عاشورا به تمام وجدانهای بیدار ثابت کرد که هدف او از بر پایی نهضت عاشورا، دینخواهی و عمل به تکلیف بوده است و نه در خواستهای نفسانی و هواهای دنیوی.
امام(ع) با نمازظهر عاشورا صداقت، خلوص، ایمان و اصالت خود را به عنوان رهبری الهی به اثبات رساند.
نماز ظهر عاشورا، تفاوت بزرگ نهضت عاشورا به عنوان یک نهضت الهی با سایر نهضتهاست. در کربلا جنگ با معنویت و ارشاد بیگانه نیست. امام(ع) در پی خونریزی نیست و با نماز خود و خطبههای آسمانیش دمی از دعوت به خیر و نیکی باز نمیایستد. حتی در رجز خوانیها هم این حقیقت بزرگ کاملاً نمایان است.
نکتهی دیگری که در این باب شایان ذکر است آنکه سپاهیان یزید که خود را مسلمان و پیرو خلیفهی مسلمین معرفی میکردند با حمله به امام(ع) و عدم رعایت حرمت نماز، ماهیت پلید و ضد دینی خود را برملا کردند و موجبات رسوایی خود را فراهم آوردند.
نماز از نگاه امام حسین(ع)
در تاریخ یعقوبی4، عقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسی5، احقاق الحق6 وکتابهای بسیار دیگری آمده است که روزی از حضرت زین العابدین امام علی بن حسین(ع)پرسیدند که چرا فرزندان پدرت اندک هستند؟ امام(ع) پاسخ فرمود: «به دلیل آنکه پدرم،امام حسین(ع) در هر شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند، پس دیگر وقتی برای سرگرمی و فراغت بازنان نداشت.»
در تاریخ طبری7 از عبدالله بن زبیر نقل شده است که چون خبر شهادت امام حسین(ع) را شنید، بیاختیار این سخن بر زبانش جاری شد: «امّا و الله لقد قتلوه، طویلاً باللیل قیامه، کثیراً فی النهار صومه»
یعنی: «به خدا سوگند مردی را کشتند که قیامش در شب طولانی و روزهاش در روز بسیار بود.»
ابن صباغ مالکی در کتاب«فصول المهمه»8 روایت کرده است که هر گاه حضرت امام حسین(ع) برای نماز میایستاد رنگش به زردی میگرایید و چون علت این امر را از ایشان جویا میشدند، میفرمود: «ما تَدرون بین یدی مَن ارید ان اقومَ.»
یعنی: «هیچ میدانید در پیش روی چه کسی میخواهم بایستم!»
در «ربیع البرار زمخشری» نقل شده است که آن حضرت در موسم حج، پس از طواف، نزد مقام ابراهیم نماز بهجای میآورد و پس از نماز گونههای مبارکش را بر مقام نهاده میگریست و با خشوع و خضوع بیمانندی به مناجات و راز و نیاز با پروردگار مشغول میشد.
در بیش از پانزده روایت و کتاب از اهل سنت به سندهای مختلف آمده است که آن حضرت(ع)بيست وپنج بارپیاده به زیارت حج مشرف شدند و هر بار مرکبهای حضرت از پشت سر ایشان میرفتهاند. در «عیون المجالس» روایت شده است که انسبنمالک چون با آن حضرت به مکه میرسید. آنگاه حضرت از او میخواست که هنگامی که به مزار حضرت خدیجه کبری(س) همسرگرامی پیامبر اسلام(ص) رسیدند او را تنها بگذارد... انس میگوید من به گوشهای رفته پنهان شدم و دیدم امام(ع) نماز بسیار خواند و شنیدم که با خدا چنین میگوید:
یاربّ ، یاربّ ، انت مولاه فارحم عبیدا الیک ملجاه
یاذَالمعالی علیکَ مُعتَمدی طوبی لمن کنتَ أنتَ مولاهُ
طوبی لمن کان خائفاً ارقاً یشکو الی ذِي الجَلالِ بَلواه
وما بِهِ عِلّهٌ ولا سُقمٌ اَکثَرُ مِن حُبِّه لِمَولاهُ
اذا اشتَکی بَثَّهُ وغُصَتَهُ اَجا بَهُ اللهُ ثُمَّ لَبّاهُ
اذَا ابتَلی با لظَّلامِ مُبتَهِلاً اکَرَمَهُ اللهُ ثُمَّ ادُناهُ
یعنی: «پروردگارا، پروردگارا تویی مولای من، رحم کن بندهی کوچکی را که پناهگاش تویی ای آنکه صاحب برترین کمالاتی! تنها تکیهگاه من تویی، خوشا آنکه مولایش تو باشی، خوشا به حال کسی که خدمتگزار و بیدار باشد و به خدای ذوالجلال شکوهی گرفتاری خود کند، بی آنکه درد و رنجی داشته باشد جز محبت بسیاری که نسبت به مولای خود دارد. هرگاه شکوهي راز واندوه خود را به نزد او برد خدایش پاسخ دهد و درخواستش را لبیک گوید. هرگاه به تاریکی دچار گشته و روی تضرع به درگاهش برد خداوند مورد اکرامش قرار داده به خود نزدیکش کند.»
انسبن مالک میگوید در این هنگام ندایی شنیدم که در پاسخ امام(ع) میگفت:
لبیک عبدی و انت فی کنفیِ و کلـّما قـلت قـد علـمناه
صوتک تشتاقه ملائکتی فحسبک الصوت قد سمعناه
دعاک عندی یجول فی حجب فحسبک الستر قد سفرناه
لو هبّت الریح من جوانبه خرّ صریعاً لِما تغشّاه
سلنی بلا رغبه و لارهب و لا حساب انّی انا الله
یعنی: «بله بندهی من! که تو در کنف حمایت من هستی و هر آنچه را گفتی همه را دانستهایم، فرشتگان من همه مشتاق آوای تو هستند و آوایت کافی است که آن را شنیدهایم، دعای تو تا رسیدن به نزد من از پردهها میگذرد و اینک پردهها را دریدم و دیگر حجابی برای تو نیست، اگر باد از اطرافش بوزد سبب میشود تا او بر زمین افتد به خاطر آنکه از خود بی خود گشته است، بدون هیچ ترس و واهمهای و حسابی هر چه میخواهی بخواه که من همان خدای تو هستم.»
در کتاب «مقتل الحسین» اخطب خوارزم نیزدر (مراسیل) روایت شده است که شریح گوید: چون به مسجد رسول خدا(ص) در مدینه وارد شدم در آنجا حسینبنعلی(ع) را دیدم که به سجده رفته و گونه بر خاک نهاده و با خضوع وخشوع به رازو نیاز با پروردگار بیهمتا مشغول است و...
در خصوص نماز از نگاه حضرت اباعبداللهالحسین(ع) سخن بسیار است. آن حضرت بسیاری ازاوقات مبارک خویش را به نماز ومناجات میگذراند که گزیدهای از نیایشهای معروف ایشان توسط گروهی از دانشمندان گردآوری و به صورت کتابی با نام «صحیفهی حسینیه» چاپ و منتشر شده است. به علاوه از آن حضرت نیایش معروفی با عنوان«دعای عرفه» به یادگار مانده است که دارای معارف و حقایق پرارزشی است و شیعیان غالباً درهنگام توقف در صحرای عرفات به خواندن این دعا میپردازند و از معارف بیکران آن بهره مند میشوند .
نماز و عبادت در نگاه امام حسین(ع) آنچنان که علیبنشعبه در کتاب «تحف العقول» از آن حضرت روایت کرده است نه چون سوداگران به قصد درخواست و طلب و نه چون بردگان از روی ترس است بلکه برترین شکل عبادت، نیایش آزاد مردان است که خداوند را از روی سپاس گزاری عبادت می کنند.
پاورقي:
1ـ الفتوح از ابن اعثم کوفی ـ صفحه 901
2ـ بحار الانوارـ جلد 44 ـ صفحه 394
3ـ مثیر الاحزان از ابن نما ـ صفحه 44
4ـ تاریخ یعقوبی جلد 2ـ صفحه 219
5ـ عقد الفرید ، ابن عبدر به اندلسی ـ جلد 2 صفحه 220
6ـ احقاق الحق جلد 11 ـ صفحه 418
7ـ تاریخ طبری ـ جلد 6 صفحه 273
8ـ فصول المهمه از ابن صباغ مالکی ـ صفحه 183
|